یکشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۹

آيا مشايي واقعاً يك معما است ؟ - اورمولو تايماز



رحيم مشايي در نزد خيلي ها تبديل به يك معما شده است . اظهارات و عملكرد وي هر از چند گاهي باعث ميشود تا سيل انتقادات و گاهاً جانبداري ها بسوي وي روانه شود ، كار به جايي رسيده كه اخيراً مداحان طراز اول وي را به آلت تناسلي مردانه هم تشبيه كرده اند. ولي آيا واقعا رحيم مشايي يك معما است ؟ راز طرفداري و پشتيباني رييس جمهور از وي چيست ؟ و اساساً چرا مشايي اين كارها را مي كند؟ پاسخ به اين سوالات هم مشكل است و هم خيلي راحت . مشكل است زيرا از نظر منطق صرف توجيه و يافتن تشابه عملي بين ماهيت دولت كنوني و اعمال و رفتارها و اظهارات مشايي مشكل است . اما راحت است ، زيرا با كمي دقت و تيز هوشي ميتوان به راحتي پرده از روي اين معما برداشت . من ميخواهم اين معما را با كمي نظيره سازي برايتان حل كنم . در زمان آقايان رفسنجاني و خاتمي ما با پديده اي به نام فائزه هاشمي روبرو بوديم . فائزه خانم چادر به سر مي كشيد ولي در مواقع لزوم دوچرخه سواري مي كرد و با پوشيدن شلوار جين تن نما اسب سواري هم مي كرد . اظهارات فمنيستي ايراد ميكرد و مجله فمنيستي بيرون مي داد . فدراسيون ورزش زنان را راهبري مي كرد و در عين حال به داد بيماران خاص هم رسيدگي مي فرمود!!! 


يادتان كه آمد! همين آقاي رحيم مشايي هم حالا شده فائزه خانم همان موقع ! اين از نظيره سازي ماجرا . اما چرا دولت ها به چنين اشخاصي احتياج دارند ؟ اگر كمي توجه كنيم به كاركردهاي چند سويه و كاربردي اين افراد مي توانيم واقف شويم . اولا اظهارات جنجالي اين قبيل آدم ها باعث ميشود تا اذهان و افكار عمومي به راحتي منحرف شوند و يك موضوع جنبي براي مدتي جاي موضوعات اصلي را بگيرند . 
 كاركرد ديگر اين است كه از طريق برخي اظهارات و عملكرد هاي اشخاص از اين دست ، نقطه تحمل و واكنش مخالفين خودي و غير خودي سنجيده ميشود . ديگر اينكه بوسيله اين افراد ميتوان برخي پيوند ها و لابي ها را فعال نمود . نظير همين همايش ايرانيان خارج نشين كه كارگردان آن همين اسفنديار رحيم مشايي بود . فايده ديگر اين است كه برخي حرف ها را كه في المثل بزرگان نظام ميخواهند بگويند ولي چون نمي توانند، از دهن اين آدم ها اظهار مي كنند . مانند انواع و اقسام فرمايشات راسيستي و ايران باستان گرايانه و غيره .


فايده ديگر آن اين است كه بوسيله سخنان هر از چند گاه اين افراد برخي خارجي ها را مي توان گول زد و يا حداقل گيج كرد . مانند دم از دوستي با ملت اسرائيل زدن و سردر گم كردن بعضي ها كه يعني اين يك سيگنال سياسي است پس بايد آن را گرفت يا تقويت كرد . از طرف ديگر اشخاصي مثل اسفنديار رحيم مشايي يا فائزه هاشمي مي توانند هنرمندان ، بازيگران و برخي فعالين ويژه را به دور خود جمع كنند تا در مواقع ضروري بتوان از وجود آنها استفاده كرد . مثل هديه تهراني و فعالين خانه سينما و خانه هنرمندان و غيره كه آقاي مشايي در اين زمينه ها فعال است .


از اين نوع كاركرد ها تا بخواهيد ميتوان مثال آورد كه البته خيلي ها به آن واقف هستند . مي ماند آخرين كاركرد اين نوع افراد كه آن هم قابليت قرباني شدن اين قبيل آدم ها است . يعني اينكه حكومت ها وقتي به آخر خط رسيدند و يا كار خيلي بيخ پيدا كرد ميتوانند به راحتي اين قبيل آدم ها را قرباني كنند و گناه خيلي چيزها را يه گردن اينها بياندازند و در آخر با گردن افراشته و قيافه حق به جانب از ماجرا فرار بكنند . از اين مثال ها هم تا دلتان بخواهد در كره شمالي و شوروي و كوبا و غيره زياد است . جان كلام اينكه معماي مشايي مثل اينكه خيلي هم پيچيده نبود !نظر شما چيه ؟ آيا واقعاً رحيم مشايي همان فائزه هاشمي است يا بالعكس؟

شنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۸۹

كردستان عراق سنگر گاه اسرائيل

در مقاله ای که در "Armenia Today" منتشر شده گفته می شود، تحلیلگران بریتانیایی احتمال می دهند که کردستان عراق می تواند برای اسرائیل جهت دورنمای حمله به تاسیسات هسته ای ایران مفید واقع شود. در گزارشی که تحت عنوان "عملیات نظامی علیه ایران، تاثیر و پیامدهای آن" توسط Oxford Research Group تنظیم شده آمده است که اگر اسرائیل طی ماه های آینده تصمیم بگیرد که عملیات نظامی برای جلوگیری از تولید سلاح هسته ای توسط ایران انجام دهد، این کشور باید از قبل ایالات متحده آمریکا را در جریان این مسئله قرار دهد.
در این گزارش گفته می شود: "حمایت از منطقه کردستان عراق تا اندازه زیادی می تواند به موثر بودن عملیات کمک کند. با در نظر گرفتن سکوت تایید آمیز آمریکا و با توجه به تعداد محدود هواپیماهای دورپرواز، اسرائیل می تواند از موشک های بالستیکی سکوی زمینی استفاده کند.... و احتمال آن زیاد است که از هواپیماهای بدون سرنشین نظامی از شمال شرق عراق و یا آذربایجان بهره برداری کند".
اما این گزارش استفاده از عملیات نظامی بعنوان ابزار پاسخ به امکان بلندپروازی های هسته ای ایران را حذف می کند چرا که این حرکت برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته ای از سوی ایران به احتمال زیاد بی ثمر خواهد بود. در این گزارش گفته می شود: "پیامد چنین حمله ای می تواند به مناقشه ای پایدار و بی ثباتی در منطقه منجر شود و این در حالیست که بعید به نظر می رسد که بتواند امکان دستیابی ایران به سلاح هسته ای را از بین ببرد و حتی ممکن است که این کشور را به این راه تشویق کند".
این گزارش همچنین نشان می دهد که نظامیان اسرائیلی در عملیات مختلف در عراق شرکت کرده به ویژه در کردستان عراق جایی که در میان عملیات مختلف آنها نیروهای کماندو خود را نیز آموزش می دهند. "در صورت مناقشه با ایران این احتمال وجود دارد که اسرائیل بتواند پایگاه های نظامی خود را در هر دو کشور به ویژه آذربایجان مستقر سازد. این تاسیسات ممکن است شامل نیروهای شناسایی-جاسوسی (ISTAR)، نیروی مخصوص و هواپیماهای اکتشاف-امدادرسانی باشد".
در این مقاله آمده است، روز 4 جولای (تیر) "عمرو موسی" دبیر کل اتحادیه عرب در کنفرانس مشترکی که با "مسعود بارزانی" رییس جمهور منطقه کردستان عراق در قاهره برگزار شد، خبر رسانه های گروهی در خصوص امکان استفاده از کردستان توسط اسرائیل و یا آمریکا برای حمله به ایران را رد کرد. وی گفت: "عراق با نظر کشورهای عربی و اتحادیه عرب علیه اسرائیل موافق است. سخنانی که درباره امکان استفاده از کردستان برای حمله به ایران از سوی تل آویو و یا واشنگتن منتشر می شود، صحت ندارند". بارزانی نیز به نوبه خود در پاسخ به سئوال خبرنگاران عرب هر گونه روابط اسیاسی با اسرائیل را نفی کرد. در سال 2006 نیروی هوایی اسرائیل اعلام کرد که نیروهای این کشور پیشمرگان کرد را آموزش می دهد که البته مقامات کردستان این خبر را همان وقت تکذیب کردند.
خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 6 مردادماه

جمعه، مرداد ۲۹، ۱۳۸۹

آذربايجان اوستاد محمد حسين شهريار

آذربايجان
 
اوستاد محمد حسين شهريار

کؤنلوم قوشو قاناد چالماز سنسيز بيرآن، آذربايجان،
خوش گونلريم گئتمير مودام خياليمدان، آذربايجان!
 
سندن اوزاق دوشسمده من، عشقين ايله ياشاييرام،
يارالانميش قلبيم کيمی، قلبی ويران آذربايجان!
 
بيستونی- اينقلابدا شيرين- وطن اوچون فرهاد،
کولونگ وورموش اؤز باشينا، زامان- زامان، آذربايجان!
 
وطن عشقی مکتبينده جان وئرمه يی اؤيرنميشيک،
اوستاديميز دئييب هئچ دير وطنسيز جان، آذربايجان!
 
يا رب! – نه دير، بير بو قدر اورکلری قان ائتميسن،
درد آلميسان، غم آلميسان سن ايراندان، آذربايجان!
 
ائولادلارين  نه واختا ده ک ترک وطن اولاجاقدير؟
ال- اله وئر، عصيان ائله، اويان- اويان، آذربايجان!
 
بسدير فراق اودلاريندان کول الندی باشيميزا،
دور آياغا! يا آزاد اول، يا تامام يان، آذربايجان!
 
شهريارين اوريی ده سنين کی تک يارالی دير،
آزادليق دير منه ملحم، سنه درمان آذربايجان!

ضد نژادپرست واقعی باشیم

مهندس صرافی:اخیرا بسیاری از هواداران تیم تراکتورسازی و برخی از فعالین جنبش ملی در شهرهای مختلف بیانیه هایی صادر کرده و از مردم خواسته اند تا در مسابقه فوتبال تیم تراکتورسازی و ملوان انزلی شعارهایی بر علیه راسیسم که شعار جهانی فیفا است سر دهند.

توصیه من به همه مشوقین تراکتورسازی این است که به یاد داشته باشند:
اولا: تیم مقابل (ملوان) که مهمان ماست از خطه گیلان و شهر انزلی است که ترکیب جمعیتی آن عمدتا گیلک و بخشا نیز ترک است، هموطنان گیلک ما نیز ظرف هشتاد سال اخیر مورد انواع تحقیرها قرار گرفته‌اند ، جا دارد در طرح شعارهای جدید ضمن خوشامد گویی به مهمان هواداران آنها را نیز تشویق کنیم تا به جنبش ضدراسیسم بپیوندند.

ثانیا: دقت کنیم ضمن حفظ ادب و متانت خویش از طرح هرگونه شعار انحرافی که حاوی توهین به هر ملیت دیگری (از جمله به فارسها) باشد جلوگیری کنیم، بعید نیست افرادی تماشاگرنما به قصد تخریب چهره ما در استادیوم حضور داشته باشند.

ما ضد راسیسم هستیم. آن راسیسیت الزاما یک فارس زبان نیست، او میتواند حتی فردی ترک‌تبار نیز باشد که به ملیت خود پشت کرده است. که نمونه های مرده و زنده فراوانی از آن را میتوان مثال زد.

لذا دقت کنیم اگر در مکانهای ورزشی شعارهایی برعلیه ملیت دیگران سر داده شود این خود به مثابه گرایش آشکار به راسسیم به فیفا گزارش داده میشود که حضرات تراکتورچیها که میگویند ضد نژادپرستند خود نژادپرست واقعی اند و شعارهای در تحقیر دیگران و یا اظهار نفرت نسبت به یک ملیتهای دیگر سر میدهند. این کل زحمات ما را به هدر داده، نتیجه کار را برعکس خواهد کرد.

کامنت دکتر رضا براهنی در مورد این نوشته آقای صرافی

فکر میکنم آنچه آقای علیرضا صرافی نوشته‌اند هم درست، هم دموکراتیک و هم به نفع مردم آذربایجان ماست. مردم ما توهین نژادی را با توهین نژادی پاسخ نمی‌گویند. جواب نژادپرستی مبارزه با نژادپرستی‌ست، نه تهمت زدن به نژاد طرف مقابل. ما هرگز نباید روشهایی را به کار بگیریم نژادپرستها در پیش گرفته‌اند، هرقدر جنبش دموکراتیک در ایران به‌ صورت مسالمت‌آمیز پیش برود، از فخاشی، از نژادپرستی ، از برخورد زشت یعنی فحاشی و کتک‌کاری اجتناب شود، به نفع ماست. ما فقط صبورانه توضیح میدهیم.

کار دموکراتیک کاریست که باید با صبر و حوصله پیش برود. باید هیجانهای دیگران ما را از توضیح دادن صبورانه دور نکند. گاندی توضیح می‌داد، مارتین لوترکینگ توضیح می‌داد، پیشبرد هدفهای دموکراتیک فقط با ابزارهای دموکراتیک عملی‌ست.

راهی که آقای علیرضا صرافی در پیش گرفته راهیست درست، دموکراسی یک شیوه‌ی اقناعی‌است، ما برغم تعصبات طرف مقابل، با او سر جنگ نداریم، با او قصد مکالمه داریم. باید اورا قانع کنیم که حق باماست، یا باید او مارا قانع کند که حق با اوست.

ما مردمان یک کشوریم و باید با حقوق مساوی با هم زندگی کنیم و باید تعصب را کنار بگذاریم تا موضوع را آنطور که لایق موضوع هست ببینیم. ممکن است یکی بگوید چنین کاری خیلی طول میکشد. باشد. طول بکشد، اما باید بدانیم که هرقدر پیش برویم، طرف مقابل به اشتباه خود پی خواهد برد، در صورتی که ما درست همه چیز را توضیح بدهیم، مگر ما از همه اول می‌فهمیم موضوع از چه قرار است، حالا هم همه چیز موضوع را نمی‌فهمیم، فقط یک چیز را میدانیم: مردمانی که در ایران زندگی می‌کنند، از هر ملیت، قومیت و فرهنگ و زبان، باید با هم حقوق مساوی داشته باشند. اگر طرف مقابل امروز نمی‌فهمد فردا خواهد فهمید.

پنجشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۹

موزه سنگ و کتیبه در ارومیه راه اندازی می شود





ارک قالاسی -  نخستین موزه سنگ و کتیبه های سنگی کشور در فضای باز بنای تاریخی سه گنبد ارومیه راه اندازی می شود.


معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: برای راه اندازی این موزه، تعدادی از سنگ های قبر، قوچ های سنگی در انواع مختلف و پایه ستون های سنگی از نقاط مختلف استان جمع آوری شده است.  

حسن سپهرفر افزود: همچنین مولاژ برخی از استیل های سنگی منحصر به فرد از جمله استیل کلاشین، موانا، مرگ کاروان، اژدها بولاغی، کتیبه سنگی محمود آباد، کتیبه خان تختی سلماس، خره هنجیران، بسطام و قالایچی بوکان در حال حاضر در محوطه این موزه توسط استادان گرافیست و پیکره ساز در حال ساخت است.  

وی اظهار کرد: این موزه به منظور تسهیل ارتباط اقشار مختلف مردم با اشیا و آثار تاریخی راه اندازی می شود.  

بنای سه گنبد ارومیه که محیط بیرونی آن برای ایجاد موزه سنگ و کتیبه منظور شده خود از آثار ارزشمند تاریخی و ثبت شده آذربایجان غربی است که قدمت آن به دوره سلجوقیان می رسد.  

معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی همچنین از ایجاد و راه اندازی موزه در تپه باستانی حسنلوی نقده نیز خبر داد و گفت: با توجه به جایگاه منحصر به فرد تاریخی و فرهنگی تپه حسنلو و تنوع اشیا مکشوفه از این محوطه باستانی، در صورت تصویب و تامین اعتبارات مورد نیاز تا پایان سال جاری موزه پایگاه حسنلو راه اندازی می شود.  

وی افزود: مکاتبات اولیه با اداره کل موزه ها در خصوص تامین اشیا مکشوفه از تپه باستانی حسنلو انجام شده است و در راستای تجهیز این موزه اقداماتی از قبیل مطالعات طرح محتوایی، ساخت ویترین های موزه ای و نورپردازی اشیا تاریخی، طراحی و محوطه سازی بخش ورودی موزه و حصارکشی، تجهیز سیستم های حفاظتی و مخابراتی و تامین امکانات اداری و رفاهی در دست بررسی است.  

این تپه که مرحله جدیدی از کاوش های لایه های آن آغاز شده از محوطه های مهم باستانی کشور و منطقه است و جام زرین حسنلو مهم ترین اثر تاریخی است که در کاوش های قبلی از این محوطه به دست آمده است.  

سپهرفر در ادامه گفت: با توجه به نقش موزه ها در توسعه اجتماعی و فرهنگی جامعه و محتوای آموزشی و علمی موزه ها از سویی و ضرورت حضور بیش از پیش دانش آموزان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم از موزه ها از سوی دیگر و نیاز جامعه در حال تخصصی کردن موزه های استان هستیم

جوک های قومیتی چه کسری از جوک های فارسی را تشکیل می دهند؟


آنچه در ادامه می آید بخشی از تحقیق درس فرهنگ عامه یک گروه از دانشجویان انسان شناسی دانشکده است.

جوک های قومیتی  چه کسری از جوک های فارسی را تشکیل می دهند؟

آنچه در اینجا می آید حاصل بررسی 46 وبلاگ فارسی ازمجموعه وبلاگ های طنز "پرشین بلاگ" است که به طور تصادفی انتخاب شده و در آن روز خاص مجموعا بیش از هزار جوک را در صفحات اصلی خود داشته اند.ما در ابتدا این جوک ها را در 6  سرفصل کلی مذهبی ، سیاسی ، قومیتی ،بازی با کلمات ، بی ادبانه و سایر جای دادیم اما جالب آنجا بود که حدود 70 درصد این جوک ها دارای عنصر قومیت بوده و به نوعی در سرفصل قومیتی ما قرار گرفتند.آیا این مسئله ارتباطی به چند فرهنگی و چند قومیتی بودن ایران دارد؟کارکردهای این جوک ها چیست؟چه کسانی این جوک ها را می سازند؟قومیت های جوک ساز کدام ها هستند؟چه مواردی بیشتر در جوک های قومیتی تکرار می شوند؟علت گسترش این جوک ها در چیست؟ همین رقم بالا و این سوال ها بود که مسیر تحقیق را تغییر داد و ما را به بررسی جوک های قومیتی، دلیل تکرار و اهمیتشان در جامعه ایران علاقمند کرد.طی بررسی های بعدی ، توجه ما باز هم جزئی تر و دقیق تر شد ، به طوری که پس از طبقه بندی جوک های قومیتی و جای دادن انها در 8 گروه توانستیم  تعدادشان  را با درصدهایی مشخص کنیم که به شرح زیر است:

جوک های ترکی : 70 درصد

جوک های شمالی : 10 درصد

جوک های لری : 5 درصد

جوک های قزوینی : 5 درصد

جوک های جنوبی : 5 درصد

جوک های تهرانی : 2 درصد

جوک های اصفهانی : 2 درصد

جوک های کردی : 1 درصد

در بخش های بعدی به تشریح بیشتر این مسئله خواهیم پرداخت.

چه کسانی جوک های قومیتی را می سازند؟

اکثر صاحب نظران در زمینه فولکلور تاکید دارند که فرهنگ عامه چیزی متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست،بدین معنا که نمی توان شخص خاصی را به عنوان پدیدآورنده فولکلور ذکر کرد.جوک ها نیز به عنوان بخشی از فولکلور چنین وضعیتی دارند و مکانیزم ساختن و چگونگی و مسیر اشاعه آنها چندان بارز و قابل بررسی نیست.خصوصا اگر عامل رسانه را نیز به این معادله بیفزاییم.رسانه ها با متنوع تر شدن و همه گیرتر شدن،هم سرعت مبادله اطلاعات و هم گستره نفوذ را بالا برده اند و مهمتر از همه امکان ارتباط غیر مستقیم و غیر چهره به چهره را نیز میسر کرده اند.مجموعه این شرایط  ، بستر مناسبی جهت تولد ، رشد و اشاعه جوک ها ایجاد نموده است.گرچه نمی توان به طور صریح و دقیق به این سوال پاسخ داد که پدیدآورندگان جوک ها چه کسانی هستند؟ اما با توجه به داده های موجود می توان دست به یک سری گمانه زنی های کلی در این زمینه زد.به نظر می رسد سازندگان اصلی جوک "فارس"ها  باشند که به دلایل خاصی ، در این تیپ از جوک ها به تشریح و اظهارنظر در مورد قومیت ها می پردازند.فارس ها با ساختن این جوک ها می توانند برتری خود را حفظ کنند، اعتماد به نفس قومیت ها را تضعیف نمایند و در نتیجه سلطه زبانی و فرهنگی خود را استمرار بخشند.البته ظهور چنین جوک هایی در جامعه چند قومی ای مانند ایران از لحاظ هویتی هم قابل توجیه است؛یعنی جوک می تواند به عنوان یک مکانیزم،با ارائه تصویری سلیقه ای و گزینشی از دیگر قومیت ها فاصله خود با دیگری را حفظ کرده و حس قوم مداری و تفوق طلبی انسان ها را ارضاء نماید. دلیل دیگر ما برای این مدعا بسیار ساده است.چرا ما در جوک هایمان جایی که پای قومیتی دیگر مطرح باشد به صراحت نام ترک ها یا کردها را می اوریم یعنی یک عنوان کلی که همه انواع آن قومیت را دربرمی گیرد و از مشخصات رویکرد ethic  است؟ منظور آن است که ما تمام ترک ها و تمام کردها و تمام لرها را یک شکل می بینیم و تمایزی بین آنها قائل نمی شویم که مثلا بگوییم یک رو ز ترک اردبیل یا ترک زنجان یا ... کاری که خود قومیت ها با آن رویکرد emic نسبت به خودشان انجام می دهند و ما نمونه آنرا در همین جوک های مورد بررسی خود نیز داشتیم که مثلا لرهای خرم آباد برای لرهای لرستان جوک ساخته بودند و جالب آنجاست که "لر" در این تیپ از جوک ها برخلاف جوک های عمومی و سراسری تحت یک عنوان کلی و بدون پسوند و پیشوند به کار نرفته بود؛ اتفاقی که در مورد فارس ها نیز می افتد و بر همین اساس هم هست که ما معتقدیم فارس ها قومیتی جوک ساز هستند. ما کمتر جوکی را داریم که با عنوان کلی "فارس" خود را درگیر کند.جوک های قومیت فارس محدود به گویش ها و لهجه های خاصی است،یعنی وقتی جوک تعریف می شود از همان اول تاکید می گردد که منظور از این یک اصفهانی است،یک قزوینی است و نه تمام فارس ها.چنین دقت نظر و وسواسی در تعیین و تقسیم بندی قومیت ها چیزی است که نتیجه یک رویکرد emic است ؛رویکردی که نمی تواند اصفهانی و قزوینی و رشتی را تحت عنوان کلی فارس جمع بزند در صورتی که اگر سازنده جوک یک کرد یا ترک یا لر بود همه این ها را بدون چنین وسواسی "فارس" می نامید.به نظر می رسد اگر نگوییم فارس ها سازندگان تمام جوک های قومیتی هستند ولی بدون شک بخش وسیعی از این جوک ها توسط آنها ساخته می شود.

چه عواملی در ساخته شدن جوک های قومیتی نقش دارند؟

در اینجا کلیه عوامل موجود را می توانیم در دو مقوله "عامدانه" و "غیرعامدانه" طبقه بندی کنیم؛یعنی یکسری از جوک ها به عمد و با نیت خاصی ساخته می شوند(مثلا تخریب یک قومیت و کاهش اعتماد به نفس آنها) و یکسری دیگر صرفا حاصل کج فهمی و سوء تعبیرهای  ماست و عمد خاصی در کار نیست.

1 - قوم مداری و قضاوت بر مبنای رویکرد ethic :

اگر نخواهیم تمام جوک های قومیتی موجود را به توطئه و تلاش عامدانه گروه یا گروهی جهت تخریب گروه و گروه های دیگر ربط دهیم پس باید به دنبال دلایل دیگری هم باشیم.بخشی از جوک ها می توانند براساس یک داوری سطحی و تبیین نادرست رویدادها از سمت نظاره کنندگان بیرونی یک فرهنگ ساخته شده باشند؛ یعنی بدون آنکه عمدی در کار باشد و توسط یک روند از پیش تعیین نشده ، من به عنوان یک مشاهده گر خارجی که مجهز به رویکرد ethic است در بافت فرهنگی دیگری قرار می گیرم،پدیده های به اصطلاح عجیب و نامتعارفی را مشاهده می کنم و بعد ناشیانه آنها ار بر مبنای اصول و ارزش های فرهنگی خودم تفسیر می نمایم.نتیجه واضح چنین مسئله ای مثله کرده پدیده فرهنگی،جداسازی ان از زمینه خود و طبیعتا اشتباه در تفسیر آن است.این سوء تعبیر مختصر بر اثر تکرار می تواند برای سایرین به حقیقت محض تبدیل گردد.تماشای منظره زنانی که با لباس و وضعیتی خاص در مزارع شمال کار می کنند و یا به هنگام اذان در هر شرایطی که باشند جلوی همه وضو می گیرند شاید من مشاهده گر خارجی را به این نتیجه گیری برساند که مردمان شمال کشور چه انسان های لاقیدی هستند در صورتی که اصلا این طور نیست و ما اگر دقیق تر نگاه کنیم در کنار این مناظر،باید و نبایدهای دیگری نیز می یابیم که نگاه کردن مردان به زنان را در این حالات منع می کند.

2 - تاثیر دوزبانگی بر فهم متقابل :

عده ای از زبان شناسان معتقدند زبان فقط یک ابزار ارتباطی ساده نیست بلکه ظرف تفکر و احساس است.آنها از دو سطح زبان آموزی برای دوزبانه ها صحبت می کنند : سطح ارتباطی و سطح شناختی؛که اولی بسیار سطحی بوده و مختص ارتباطات روزمره معمولی است و در حقیقت مرحله اول زبان آموزی است.دستیابی به مرحله دوم که به زبان آموزی شناختی مشهور است بسیار سخت تر و زمان برتر می باشد و بسیاری از دو زبانه ها به این مرحله نمی رسند.زبان شناسان حتی این مسله را در افت تحصیلی بچه های دوزبانه بسیار موثر می دانند.اکثر معلمان این طور استدلال می کنند که یک کودک ترک زبان که می تواند در حد معمول،فارسی صحبت کند پس حتما این زبان را یاد گرفته و برای همین وقتی که او در حل مسائل فکری و فهم درس دچار مشکل می شود انگ کند ذهنی و یا تنبلی بر او می زنند در صورتی که مشکل جای دیگری است.کودک از آنجا می تواند خوب فارسی صحبت کند که سطح ارتباطی زبان را آموخته ولی این الزاما به معنای یادگیری سطح شناختی زبان نیست.بسیاری از کودکان و در حالت کلی تر دوزبانه ها با زبان دوم صحبت می کنند ولی فرایند تفکر برای آنها با زبان مادری صورت می گیرد.این مسئله حتی طی تاریخ،متفکران دوزبانه بزرگی را که به عنوان مهاجر در سرزمینی غیر از سرزمین مادری خود زندگی می کرده اند در ابتدا به عنوان کودکان عقب مانده ذهنی روانه مدارس استثنائی کرده است.توجه به چنین مسئله ای نقش زبان را در تعاملات اجتماعی پررنگ تر خواهد ساخت. اینکه ما ترک ها را مردمانی نادان فرض کرده و در جوک هایمان به کرات این مسئله را تکرار می کنیم به چه دلیل است؟ آیا ترک ها واقعا مردمان کم هوشی هستند؟ پس نمونه های موفق انسان های ترک که تعدادشان کم هم نیست از کجا امده اند؟ و سوال اساسی تر اینکه آیا اصولا می توان رابطه ای بین قومیت و توانایی هایی چون هوش برقرار کرد؟ این نظریات مدت هاست که بی اعتبار شده اند.پس مسئله در کجاست؟ به نظر من می توان این سوال را با استفاده از همان دو سطح زبان آموزی پاسخ داد.به طور مثال جوک های زیر را با در نظر گرفتن عنصر زبان بررسی کنید:

از ترکه می پرسن:" فاميلی خدا چيه ..؟"ميگه ": خدا وکيلی"

ترکه ميره ساندويچي ميگه: "ببخشيد بندري داريد؟" يارو ميگه" بعله. "تركه ميگه": پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم"!

به ترکه ميگن:" اينهمه سيگار کشيدي به کجا رسيدي؟ "ميگه: "به فيلترش"

به ترکه می گن :"با لوبیا جمله بساز".می گه:" کوچولو بیا."

به ترکه می گن :"با عدس جمله بساز."می گه:" اد دس من ناراحتی؟ "

به ترکه می گن:" با مردان آنجلوس جمله بساز."می گه:"دستشویی مردانه آنجلوس."

تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه": شما شغلتون چيه؟" تركه ميگه: "قازي"! باباهه حال ميكنه، ميگه: "كدوم شعبه؟" تركه ميگه": ايلده ايران قاز!!!"

کنایه "خداوکیلی" یا "به جایی رسیدن"، ایهام واژه "بندری" ،شباهت ظاهری واژه ها در جوک های 4 و 5 و 6 و یا مقوله تلفظی "ق" و "گ" تا چه حد اصولی زبان شناسانه هستند؟ آیا ممکن نیست سوء تعبیرهای مشابهی برای خود ما هم در یک شرایط زبانی متفاوت ایجاد شود؟ به عنوان مثال عدم آشنایی با کنایه های زبان انگلیسی تا چه حد می تواند از ما در ذهن انگلیسی زبان ها یک احمق و یا نادان بسازد؟ زبان عنصر مهمی در تحلیل فولکلور و جوک هاست خصوصا آنکه ما در کشور با تنوع زبانی بالا زندگی می کنیم.
qaynaq:sananews

چهارشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۹

جنگ در آزربايجان ادامه دارد


بلافاصله بعد از انقلاب 57گروه ها و احزاب تروريستي كرد با هدف فراري دادن اهالي ترك آزربايجان شروع به كشتار ، غارت و عمليات ايذايي بر عليه اهالي ترك در جنوب آزربايجان غربي كردند و موفق شدند اهالي ترك را شهرهاي اشنويه ، جلديان ، خانا(پيرانشهر) و سويوق بلاغ (مهاباد) اخراج كنند. بدنبال آن ، واقعه جنگ سولدوز اتفاق افتاد كه در اولين ساعات آن چند خانواده ترك قتل عام شدند. با شروع جنگ ايران و عراق اكراد طرف صدام را گرفتند و به كشتار سزبازان در پشت جبهه ادامه دادند. اين همان كاري بود كه هم نژادان كردشان در عراق هم انجام دادند . آنها هم با ايران متحد شده و به جنگ با ارتش كشور خودشان پرداختند. (گويي خيانت و دشمني خوي گسست ناپذير اين آريايي ترين آريائيان و متحدان خوني راسيسم فارس مي باشد . راسيسم فارس نيز تاريخي سراسر دروغ و خيانت و دغل را با خود يدك مي كشد .) دوران هشت ساله رفسنجاني هم فرصت طلايي براي قاچاقچيها و تروريسم كرد بوجود آورد تا با پشتوانه پول هاي باد آورده به خريد زمين و خانه و مغازه در آزربايجان بپردازند. در دوران خاتمي نيز در سايه متحد ديرين خود پان فارس هاي آريايي تروريسم كرد توانست برخي مناصب اجرايي و مديريتي و حتي وكالت مجلس را در اورميه بدست آورد ، و در سايه آن سيل استخدام اكراد در ادارات ، بانك ها و اداره ثبت اسناد و املاك اروميه به راه افتاد. بهاء الدين ادب از ياران خاتمي و نماينده سنندج جبهه كرد را در مهاباد تاسيس كرد . از اين زمان تروريسم كرد و نفوذي هاي داخلي آن به كمك تز چكش تعادل كه معتقد به مهار ترك ها توسط كرد ها بود توانست مهاجرت گله وار كردها به آزربايجان و شهر هاي صد در صد ترك را ادامه دهد. با روي كار آمدن دولت نهم اميد مي رفت كه اين روند متوقف شود ولي متاسفانه تحت سيطره اشخاصي مانند مشايي و حداد و لاريجاني و ديگران اين سياست غلط با قوت بيشتري ادامه يافت . كار به جايي رسيده كه آقاي قاضي پور در صحن علي مجلس به وزارت خارجه و اقليم كردستان عراق تواماً تذكر مي دهد. هنوز بعد از سي واندي سال جنگ در آزربايجان غربي ادامه دارد و دولت با سياست غلط خود به اين امر دامن مي زند. به هم عكس هاي تشييع جنازه يك سرباز ترك را در اورميه ببينيم . گويي جنگ هنوز تمام نشده است و هر ماه و هفته و روز بايد شاهد پر پر شدن يك جوان و بدبختي يك خانواده باشيم ، باشد كه ما و مسئولين عبرت بگيريم.
 عكس ها از آينا نيوز

سه‌شنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۹

تذكر قاضي پور در مجلس

"نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی ، شهادت سه نفر از پاسداران در مرزهای آذربایجان غربی را نشان دهنده ضعف مدیران وزارت امور خارجه دانست و در این باره به دولت عراق هشدار داد .


به گزارش واحد مرکزی خبر ، نادر قاضی پور در تذکری شفاهی در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی افزود:‌ با وجود خدمات گسترده جمهوری اسلامی به عراق ، وقوع چنین اتفاقاتی تلخ و کشنده است زیرا آن ها نباید برخوردهای مسالمت آمیز و همیاری جمهوری اسلامی  را با لجاجت و به شهادت رساندن فرزندانمان پاسخ دهند .


وی در تذکر به وزیر امور خارجه گفت: ‌به دولت عراق و اقلیم کردستان هشدار جدی می دهم و باید تعهد کنند که دیگر چنین فجایعی رخ ندهد."


گفتنی است هفته گذشته در جریان درگیری میان اعضای گروه تروريستي کرد پژاک با نیروهای سپاه پاسداران در منطقه ميان دالامپر و برج سينا از توابع شهر اروميه، سه تن از پاسداران به شهادت رسيدند.